مير محمد اكبر بن محمد شاه ارزانى
1304
طب اكبرى ( فارسى )
و اين همه بالخاصيت مفيد است و از ترسيدن به آب بازدارد . [ 1800 ] انتباه : هرگاه آدمى مذكور از آب بترسد و نخورد ، حيله بايد كرد و آب بايد داد تا از تشنگى هلاك نگردد . و حيله آن است كه نايزهء دراز بگيرند و يك سر او [ را ] در مشربه گذارند و سر ديگر در حلق او و آب بفرستند در حلق او چنانكه وى آب را نبيند و لعابها و شيرهاى سرد و قرصها و غذاهاى مايع بارد كه تشنگى فرو نشاند همىدهند . بالجمله در ترطيب و تبريد كوشند تا به سبب خشكى و تشنگى زود هلاك نگردد . و بعضى مجربين گويند كه همان وقت كه سگ ديوانه بگزد ، خون آن سگ [ را ] قدرى به آب آميخته آن كس را بنوشانند زهر او اثر نكند . بالجمله ، اين همه كه اهل تجربه گفتهاند توان كرد ليكن به همين بسند نموده از اصل علاج كه گفته شد باز نشايد ماند . و بعضى بر آنند كه تا استخوان آن سگ به آب تر نشود ، زهر او اثر نكند و ازين راه تاكيد كردهاند كه چون سگ ديوانه بگزد آن را بكشند و در آوند گل كه محكم بود اندازند و زمين را عميق بكاوند و آن آوند در آن نهند و بپوشند به خاك تا آب به دو نرسد . و گفتهاند تا شش ماه مشك بايد خورانيد و هر روز يك ماشه كه نفع تمام دارد و تا سه ماه زخم را [ اجازهء ] فراهم آمدن [ يعنى بهبودى ] نبايد داد .